رنگ در همه‌ی ابعاد زندگی جاری‌ست و بنابراین مفهوم آن به همان گستردگی‌ مفهوم زندگی است یا به قول “ایتن” رنگ خود زندگی است.

مفاهیم و ویژگی‌های رنگ معمولا به سه طریق به کار گرفته می‌شود:

1– رنگ به عنوان عنصر تجسمی برای توصیف موضوع اثر و خصوصیات آن. مثل ترسیم یک منظره پاییزی یا زمستانی که برای هر کدام از اجزای آن از طیف رنگ‌های خاصی استفاده می‌شود

2- رنگ به عنوان عنصر نمادین و استعاری که معانی عمیق و درونی اثر و اجزای آن را به نمایش می‌گذارد. برای مثال در بسیاری از آثاری که هنرمندان بر اساس محتوای موضوعات اعتقادی، مذهبی، رمزی و افسانه‌ای ساخته‌اند، کاربرد رنگ عموما جنبه‌ای نمادین و استعاری دارد.

3- استفاده از رنگ برای به نمایش گذاشتن ارزش‌های درونی و زیبایی‌ها و تاثیرات خود رنگ، بدون در نظر داشتن ارزش‌های استعاری و توصیفی آن. ارزش‌های بصری رنگ‌ها در هنر معاصر بیش از هر دوره‌ای مورد توجه هنرمندان بوده. به طوری که بعضی از آثار صرفا بر اساس ارزش‌های  بیانی خود رنگ‌ها و نمایش قدرت تاثیرگذاری رنگ‌ها ساخته شده‌اند.

هم‌چنین از این خصوصیت رنگ به‌عنوان جنبه تزیینی در بسیاری از محصولات بهره برده ‌می‌شود.

تفکیک این جنبه‌های سه‌گانه در کاربرد رنگ به هیچ وجه به معنای آن نیست که در هر کدام از آثار صرفا یکی از آن‌ها مورد توجه هنرمندان بوده بلکه دو یا هر سه این جنبه‌ها ممکن است در یک اثر هنری مورد تاکید و استفاده قرار گیرد.

مفهوم رنگ در کنار کاربرد آن معنی می‌شود.

رنگ چیست؟

به طور کلی رنگ را می‌توان به دو معنای عمده بررسی کرد:

1- مواد رنگی و کاربرد آن‌ها

2- ادراک و مفهوم پدیده رنگ

رنگ‌های درجه اول

رنگ‌های اصلی یا درجه اول رنگ‌هایی هستند که از ترکیب هیچ‌کدام از رنگ‌های دیگر حاصل نمی‌شوند بلکه سایر رنگ‌ها از ترکیب آن‌ها با یکدیگر به‌وجود می‌آیند. رنگ‌های درجه اول عبارتند از: زرد، قرمز و آبی.

رنگ‌های درجه دوم

هر رنگ درجه دوم از مخلوط کردن دو رنگ اصلی ساخته می‌شود. رنگ‌های درجه دوم عبارتند از: سبز، نارنجی و بنفش.

رنگ‌های درجه سوم

این رنگ‌ها از مخلوط کردن رنگ‌های اصلی با رنگ‌های درجه دوم حاصل می‌شوند. در واقع هر رنگ درجه سوم از اختلاط یک رنگ درجه دوم با یک رنگ اصلی به دست می‌آید. رنگ‌های درجه سوم عبارتند از: زردنارنجی، قرمزنارنجی، قرمزبنفش، آبی‌بنفش، سبزآبی، سبززرد.

رنگ‌های مکمل

هر یک از رنگ‌های درجه دوم مکمل یکی از رنگ‌های اصلی‌ست. به عبارت دیگر از اختلاط دو رنگ اصلی رنگی به دست می‌آید که مکمل رنگ سوم اصلی است. به همین دلیل به رنگ‌های درجه دوم رنگ‌های مکمل نیز گفته می‌شود.

در چرخه دوازده رنگ “ایتن” هر دو رنگ مکمل به صورت قطری از دایره رو‌به‌روی هم قرار می‌گیرند. به این ترتیب مکمل بودن رنگ‌ها فقط به رابطه‌ی‌ میان سه رنگ اصلی و سه رنگ درجه دوم محدود نمی‌شود. بلکه همه رنگ‌های دیگر نیز که به صورت قطری در چرخه دوازده رنگ رو‌به‌روی یکدیگر قرار می‌گیرند مکمل یکدیگر هستند.

نمود و اثرات متقابل رنگ‌ها

به طور کلی رنگ‌ها اگر در زمینه‌هایی تیره‌تر از خود قرار بگیرند خلوص رنگی و درخشش بیشتری از خود نشان می‌دهند، به مخاطب نزدیک‌تر می‌شوند و به نظر می‌رسد نسبته به هنگاهی که در زمینه روشن‌تر از خود قرار گرفته‌اند از ابعاد بزرگ‌تری برخوردار هستند.

کنتراست رنگ

چگونگی تاثیرگذاری رنگ‌ها در یک اثر تجسمی صرفا بستگی به نحوه‌ی اختلاط و نوع رنگ‌های به‌کار رفته درآن اثر ندارد، بلکه بیش از هر چیز مربوط به چگونگی استفاده از کنتراست و روابط میان رنگ‌ها می‌شود. برای این که حالت رنگ در یک اثر رنگین به‌صورتی جاندار و پرتحرک و تاثیرگذار جلوه کند، باید دانست که چگونه و براساس کدام قواعد رنگ‌ها را در ترکیب مورد نظر استفاده کنیم. نتیجه موفقیت‌آمیز بستگی به شناخت روابط میان رنگ‌ها و قواعد استفاده از کنتراست‌های رنگی دارد.

مشهورترین نظریه در خصوص کنتراست رنگ مربوط به وجود هفت کنتراست رنگ است که عبارتند از:

1- کنتراست ته رنگ

2- کنتراست تیرگی-روشنی

3- کنتراست رنگ‌های سرد و گرم

4- کنتراست رنگ‌های مکمل

5- کنتراست هم‌زمانی رنگ‌ها

6- کنتراست کیفیت رنگ(اشباع)

7- کنتراست کمیت یا وسعت سطوح رنگ‌ها

کنتراست ته رنگ

برای رسیدن به این نوع کنتراست کافی است که از رنگ‌های خالص استفاده کنیم. اما منظور فقط رنگ‌های اصلی نیست بلکه همه‌ی رنگ‌های چرخه‌ی رنگ را تا وقتی که با سیاه، سفید، خاکستری یا  رنگ مکمل‌شان مخلوط نکرده‌ایم به عنوان رنگ‌های خالص می‌توان استفاده کرد. این رنگ‌ها وقتی در کنار یکدیگر در یک ترکیب قرار می‌گیرند چون به‌واسطه تفاوت رنگ‌شان از یکدیگر متمایز هستند می‌توانند کنتراست ته رنگ را به‌وجود بیاورند. اما نکته مهم در این‌جاست که هر چه رنگ‌ها از سه رنگ اصلی فاصله بیشتری پیدا کنند و از وجوه مشترکی برخوردار شوند، قدرت آن‌ها برای ایجاد کنتراست نه رنگ کمتر می‌شود. به عبارت دیگر همان‌طور که شدیدترین حالت کنتراست   تیرگی-روشنی میان سیاه و سفید به‌وجود می‌آید، شدیدترین کنتراست ته رنگ نیز میان سه رنگ اصلی قرمز، آبی و زرد که هیچ وجه مشترکی از جهت رنگی نبودن با یکدیگر ندارند به‌وجود می‌آید.

بر همین اساس کنتراست ته رنگ در میان رنگ‎‌های درجه دوم یعنی سبز، نارنجی و بنفش که رنگ‌های ترکیبی هستند به مراتب کمتر است. در نگ‌های درجه سوم از شدت کنتراست ته رنگ باز هم بیشتر کاسته خواهد ‌شدف چون بیش از رنگ‌های درجه دوم از رنگ‌های اصلی فاصله گرفته‌اند. رنگ‌هایی که در چرخه رنگ در مجاور یکدیگر قرار گرفته‌اند، کنتراست ته رنگ ضعیف‌تری به‌وجود می‌آورند. کاربرد موفقیت‌آمیز کنتراست ته رنگ بستگی به شناخت توانایی‌ها و قدرت بصری رنگ‌ها و چگونگی استفاده از آن‌ها در یک ترکیب دارد. وقتی رنگ‌ها با سیاه و سفید مخلوط شوند از میزان کنتراست ته رنگ آن‌ها کاسته می‌شود. استفاده از سیاه و سفید در کنار رنگ‌های خالص می‌تواند به ایجاد کنتراست ته رنگ و شدت بخشیدن به تاثیرات رنگ‌های تیره یا روشن کمک کند. زیرا سیاه به‌واسطه تیرگی خود وقتی به‌عنوان زمینه یا در مجاورت رنگ‌ها به‌کار گرفته شود می‌تواند به شدت روشنایی و درخشش آنها بیفزاید. در حالی ‌که سفید رنگ‌ها را به‌صورت تیره‌تری جلوه‌گر می‌سازد. در هر حال تاثیرات دیگری هم‌چون وسعت سطح رنگ‌ها یا تیرگی و روشنی نیز می‌تواند در ایجاد شدت کنتراست ته رنگ یا کاهش آن موثر باشد. همه چیز بستگی به ترکیب نهایی و چگونگی ایجاد رابطه میان رنگ‌ها دارد.

کنتراست تیرگی روشنی

تاثیراتی که کنتراست تیرگی-روشنی رنگ روی روابط میان رنگ‌ها و روی مخاطبین یک اثر هنری میگذارد، پس از کنتراست ته رنگ از اهمیتی ویژه برخوردار است. تیرگی-روشنی یکی از وجوه متمایزکننده رنگ‌ها و شکل‌ها از یکدیگر است. همچنان که درک بصری از برجستگی و فرورفتگی و دوری و نزدیکی اشیا نیز با توجه به میزان تیرگی-روشنی آن‌ها میسر می‌شود. میزان تیرگی هر رنگ را می‌توان به‌طور مناسب با یک درجه از خاکستری بی‌فام(خاکستری حاصل از ترکیب سیاه و سفید) نشان داد. به‌طور کلی رنگ‌ها را می‌توان با سیاه تیره‌تر و با سفید روشت‌تر کرد. به هر میزان که رنگ‌ها را با سفید یا سیاه مخلوط کنیم. در مقابل درجات مختلفی از ارزش رنگی(والوار) یا درجات تیرگی-روشنی یک رنگ ایجاد می‌شود که به‌راحتی قابل مقایسه با رنگ‌مایه‌های(تنالیته‌های) مختلف خاکستری خواهد بود. درجات مختلف خاکستری‌های رنگی می‌توانند در کنار یکدیگر کنتراست تیرگی-روشنی را به‌وجود بیاورند. آن‌چه مسلم است تشخیص درجه تیرگی رنگ‌ها در حالت خلوص نسبت به تشخیص درجه تیرگی تنالیته‌های مختلف رنگ‌ها که با سیاه و سفید مخلوط شده باشند بسیار مشکل‌تر است.

کنتراست رنگ‌های سرد و گرم

کنتراست سرد و گرم بر پایه احساسی درونی از دیدن رنگ‌ها به‌وجود می‌آید. معمولا احساس سردی و گرمی رنگ‌ها مربوط به خاطذات اگاهانه و یا ناخودآگاهی است که از عناصر طبیعت مثل آب و آتش داریم. برخی از رنگ‌ها مثل قرمز، زرد و رنگ‌های مربوط به آن‌ها را عموما گرم احساس می‌کنیم و رنگ‌هایی مثل سبز، آبی و ترکیب‌های مربوط به آن‌ها را معمولا سرد و خنک احساس می‌کنیم. در میان رنگ‌ها می‌توان قرمزنارنجی را به‌عنوان پرحرارت‌ترین رنگ و سبزآبی را سردترین رنگ احساس کرد. در هر حال براساس دایره رنگ با یک خط قطری که از سبززرد به قرمزبنفش امتداد می‌یابد می‌توان یک حد تقریبی را میان رنگ‌های گرم در سمت راست دایره و رنگ‌های سرد را در سمت چپ دایره تصور کرد. رنگ‌های گرم از نظر بعد فضایی، معمولا نزدیک‌تر احساس می‌شوند، در‌حالی‌که رنگ‌های سرد حتی اگر در همان فاصله قرار داشته باشند، عقب‌تر و در فاصله‌ای دورتر دیده می‌شوند. بدین ترتیب رنگ‌های سرد و گرم در ایجاد دوری و نزدیکی نقش مهمی دارند و در نمایش پرسپکتیو جوی به هنرمندان کمک می‌کنند. شناخت تاثیر و نقش رنگ‌ها روی روان و احساس افراد می‌تواند به انجام موفقیت‌آمیز تزیینات داخلی یک بنا کمک کند.

کنتراست رنگ‌های مکمل

وقتی دو رنگ مکمل در کنار هم قرار می‌گیرند تاثیرگذاری آن‌ها به‌روی هم طوری است که یکدیگر را از نظر درخشش و قدرت فام به شدیدترین مرتبه ارتقا می‌دهند. همان گونه که قبلا گفته شد، در چرخه دوازده رنگیف دو رنگ مکمل به صورت قطری رو‌به‌روی یکدیگر قرار می‌گیرند. به طور مثال: زرد و بنفش، قرمز و سبز، آبی و نارنجی.

وقتی که ما یک رنگ را مشاهده می‌کنیم به‌طور خودبه‌خود نیاز به دیدن مکمل آن رنگ نیز در ما به‌وجود می‌آید. در هر حال وجود رنگ‌های مکمل در یک ترکیب بصری می‌تواند در ایجاد رابطه هماهنگ میان رنگ‌ها نقش مهمی داشته باشد و احساسی از کمال رنگ و درک نور را به‌وجود بیاورد. اما این که به چه میزان، در چه شکل و با چه رابطه‌ای رنگ‌های مکمل در یک ترکیب زیباترین حالت خود را به نمایش می‌گذارند، موضوعی است که کاملا مربوط به تبحر، توانایی و شناخت یک هنرمند از رنگ و به کار بردن آن دارد. طبیعت بهترین منبع الهام در شناخت و استفاده از رنگ‌های مکمل می‌باشد.

کنتراست همزمان

کنتراست همزمان ناشی از تاثیرات عمومی رنگ‌ها به روی احساس بینایی است و با رابطه میان رنگ‌های مکمل ایجاد می‌شود. وقتی که از خاکستری‌های در یک ترکیب رنگی استفاده می‌شود به نحو موثرتری کنتراست همزمان احساس می‌شود. زیرا خاکستری‌های بی‌فام یا خنثی(خاکستری حاصل از ترکیب سیاه و سفید) عموما شخصیت خود را از رنگ‌هایی که در مجاورت آن‌ها قرار گرفته‌اند اخذ می‌کنند. به همین دلیل وقتی در مجاورت آن‌ها قرار می‌گیرند به سادگی تحت تاثیر کنتراست همزمان مایل به رنگ مکمل آن‌ها دیده می‌شوند. این حالت وقتی به اوج خود می‌رسد که تیرگی مورد نظر متناسب با میزان تیرگی رنگ مجاور آن باشد. کنتراست همزمان نه‌تنها در میان یک خاکستری و یک رنگ خالص به‌وجود می‌آید، بلکه در میان دو رتگ که به طور کامل مکمل یکدیگر نیستند نیز اتفاق می‌افتد. در این حالت یکی از رنگ‌ها رنگ مجاور مکمل خود را تبدیل به رنگ مکمل خود می‌کند و به شدت درخشش یکدیگر را به صورت فام مکمل افزایش می‌دهند. برای این منظور می‌توان یک رنگ از چرخه‌ی دوازده رنگی را انتخاب کرد و آن را در کنار رنگ سمت چپ یا سمت راست مکمل آن رنگ قرار داد، آن گاه نقش کنتراست همزمان را در آن‌ها مشاهده کرد.

کنتراست کیفیت

در این جا منظور از کیفیت، حالت خلوص و اشباع رنگ است. وقتی که یک رنگ خالص در کنار رنگ‌های ناخالص که با سیاه، سفید و یا مکمل خود مخلوط شده‌اند قرار می‌گیرد، منتراست کیفیت رنگ ایجاد می‌شود. به عبارت دیگر به محض این که یک رنگ با سیاه تیره و با سفید روشن شود و یا با خاکستری، یا رنگ مکمل خود مخلوط شود از حالت خلوص خارج شده، درخشش رنگین خود را از دست می‌دهد و مایه رنگ‌های کدری به‌وجود می‌آید. درجه کدر بودن و ناخالصی این مایه رنگ‌ها زمانی بیشتر دیده می‌شود که در کنار رنگ‌های خالص قرار می‌گیرند. درخشش و درجه خلوص یک رنگ زمانی بیشتر جلوه‌گر می‌شود که در مجاورت رنگ‌های ناخالصی که با سیاه، سفید، خاکستری و یا رنگ مکمل خود مخلوط شده‌اند، قرار می‌گیرد. معمولا در هنرهای بصری با بهره گرفتن از کنتراست کیفیت، اوج درخشش رنگ‌ها به نمایش گذاشته می‌شود. کنتراست کیفیت در همه مواردی که به‌کارگیری رنگ با درخشش تمام مورد نیاز است می‌تواند مورد توجه قرار گیرد، زیرا رنگ در این حالت بیشترین جذابیت خود را پیدا می‌کند.

کنتراست کمیت(وسعت سطح)

کنتراست کمیت مربوط به رابطه متقابل دو یا چند سطح رنگین از نظر وسعت است. در این کنتراست رابطه‌‌ی بزرگی و کوچکی سطوح رنگین نقش اصلی را بازی می‌کند. زیرا نسبت بزرگی سطح رنگ‌ها با یکدیگر می‌تواند در ایجاد رابطه هماهنگ میان آن‌ها موثر باشد. به طوری‌که از نظر بصری هیچ‌کدام نسبت به دیگری برتری خاصی نداشته باشد.

در ایجاد کنتراست کمیت دو عامل نقش اساسی دارند:

1- میزان درخشش و خلوص رنگ‌ها

زرد 9 / نارنجی 8 / قرمز 6 / سبز 6 / آبی 4 / بنفش 3  بنابراین ارزش‌های عددی رنگ‌های مکمل نسبت به یکدیگر به شرح ذیل است:

زرد به بنفش = 3:9

بنابراین وسعت سطح متناسب دو رنگ زرد و بنفش برابر 1 به 3 است. یعنی وسعت سطح رنگ بنفش بایستی سه برابر وسعت سطح رنگ زرد باشد تا از نظر تاثیر بصری با آن هماهنگ باشد. نارنجی به آبی = 4:8

بنابراین وسعت سطح متناسب دو رنگ نارنجی و آبی برابر 1 به 2 است. یعنی وسعت سطح رنگ آبی بایستی دو برابر وسعت سطح رنگ نارنجی باشد تا از نظر تاثیر بصری با آن هماهنگ باشد.

قرمز به سبز = 6:6

بنابراین وسعت سطح متناسب دو رنگ قرمز و سبز برابر 1 به 1 است. یعنی لازم است رنگ‌های قرمز و سبز برای ایجاد تاثیر بصری هماهنگ از وسعت سطح برابری برخوردار باشند.

2- میزان بزرگی سطح یا لکه رنگی

برای ایجاد شدت کنتراست کمیت، هر چه سعت سطح یکی از رنگ‌ها از رنگ‌های دیگر بیشتر باشد، میزان تاثیرگذاری و قدرت بصری کنتراست وسعت سطح رنگ افزایش می‌یابد. زیرا هر دو شدت درخشش و رنگ یکدیگر را تحت تاثیر قرار می‌دهند. چنانچه یک لکه رنگ تیره در میان رنگ‌های روشن قرار گیرد برای جلوه‌گری نیاز به سطح بزرگ‌تری دارد. در حالی که یک لکه رنگ روشن برای جلوه کردن در میان رنگ‌های تیره به وسعت سطح کوچک‌تری نیاز دارد.

هماهنگی رنگ‌ها (هارمونی)

معمولا اعتقاد عمومی بر این است رنگ‌هایی که با یکدیگر دارای کنتراست نیستند، رنگ‌های هماهنگی هستند. آن رنگ‌ها عبارتند از:

1- رنگ‌های یک خانواده رنگی که با یکدیگر دارای خصوصیات رنگی مشترکی هستند. مثل گام‌های مختلف رنگ قرمز که با سفید و یا با سیاه و با مکمل خود مخلوط شده‌اند.

2- رنگ‌هایی که به طور کلی از نظر سرد بودن یا گرم بودن مشابه هم هستند.

3- رنگ‌هایی که به طور کلی از نظر تیرگی و روشنی دارای ارزش‌های مشابهی هستند.

4- گاهی نیز علاقه‌ی شخصی افراد به برخی از رنگ‌ها دلیل هماهنگ بودن یا هماهنگ نبودن رنگ‌های یک ترکیب محسوب می‌شود.

این همه اگر چه عقاید عمومی درخصوص هماهنگ بودن رنگ‌ها را نشان می‌دهد، اما واقعیت این است که ایجاد هماهنگی به معنای ایجاد تعادل بصری و رابطه متناسب میان رنگ‌های یک ترکیب است. از نگاهی دیگر رنگ‌هایی که مخلوط شدن یا ترکیب کردن آن‌ها با هم نتیجه‌ای مشابه‌ی اختلاط سه رنگ اصلی با یکدیگر داشته باشد، یعنی ایجاد خاکستری تیره کند، می‌توانند در مجاورت با یکدیگر تعادل و هماهنگی رنگی به وجود آورند. البته ایجاد این هماهنگی به هیچ وجه به طور مکانیکی صورت نخواهد گرفت بلکه بر اساس رعایت موادر ذیل می‌باشد:

1- تجربه و شناخت هنرمند از روابط میان رنگ‌ها

2- متناسب بودن وسعت سطح رنگ‌ها نسبت به یکدیگر

3- رعایت درجه خلوص و درخشش آن‌ها نسبت به یکدیگر

4- متناسب بودن جهت و شکل رنگ‌ها نسبت به یکدیگر

این رنگ‌ها را به روی چرخه دوازده رنگی به چهار صورت می‌توان نشان داد:

1- سه رنگی  که در سه گوشه‌ی یک مثلث متساوی‌الاضلاع روی چرخه رنگ قرار می‌گیرند. مثل رنگ‌های زرد، قرمز، آبی و هر سه رنگ دیگری که چنین مثلثی را به روی چرخه بسازد.

2- سه رنگی  که در سه گوشه‌ی یک مثلث متساوی‌الساقین روی چرخه رنگ قرار بگیرند. به عبارت دیگر یک رنگ و دو رنگی که از دو طرف مکمل آن رنگ قرار گرفته‌اند. مثل رنگ‌هایی که سه گوشه زرد، قرمزبنفشف بنفش‌آبی را می‌سازند و هر سه رنگ دیگری که روی چرخه رنگ مثلث مشابهی را تشکیل دهند.

3- چهار رنگی که چهار گوشه‌ی یک مربع را روی چرخه رنگ تشکیل می‌دهند. مثل رنگ‌هایی که چهار گوش زرد، قرمزنارنجی، بنفش‌ابی، سبزآبی را روی چرخه نشان می‌دهند و هر چهار رنگ دیگری که مربع مشابهی را ایجاد کنند.

4- چهار رنگی که چهار گوشه‌ی یک مستطیل را روی چرخه رنگ تشکیل می‌دهند. مثل زردنارنجی، سبززرد، قرمزبنفش، بنفش‌آبی و هر چهار رنگ دیگری که مستطیل مشابهی را روی چرخه‌ی رنگ ایجاد کند.

در واقع هر سه یا چهار رنگی که بتواند سه‌گوش‌ها و چهارگوش‌ها را روی چرخه رنگ تشکیل بدهد به دلیل این‌که اختلاط آن‌ها با یکدیگر ایجاد خاکستری می‌کند می‌توانند روابط متعادل رنگینی را از نظر بصری با یکدیگر به وجود بیاورند.

شکل و رنگ

همان طور که سه رنگ زرد، قرمز، آبی به عنوان رنگ‌های اصلی محسوب می‌شوند و سایر رنگ‌ها از رنگ‌ها از مخلوط شدن این سه رنگ به وجود می‌آیند، سه شکل اصلی نیز وجود دارند که پایه و اساس سایر شکل‌ها را ایجاد می‌کنند و شکل‌های دیگر از آن‌ها ساخته می‌شوند.

این شکل عبارتند از: مربع، مثلث و دایره.

در مربع دو ضلع عمودی و دو ضلع افقی مساوی وجود دارد که با زاویه 90 درجه یکدیگر را قطع می‌کنند. این شکل به عنوان نماد ماده محسوب می‌شود که دارای وزن و استحکام است. در نوشته‌های تصویری مصر باستان شکل مربع برای نشان دادن مزرعه به کار می‌رفته است. زاویه‌های قائمه و خطوط مستقیم و موازی مربع که یکدیگر را در فواصل مساوی قطع می‌کنند، صراحت و قاطعیت این شکل را نشان می‌دهد. همه‌ی شکل‌های دیگری نیز که بر اساس خطوط موازی افقی و عمودی متقاطع ایجاد می‌شوند متعلق به خانواده مربع هستند. در نمادشناسی رنگ، شکل مربع با رنگ قرمز که آن نیز نمادی از مادیت، صراحت و سنگینی است مطابقت می‌کند.

مثلث شکلی است که بر اساس سه خط متقاطع و با ایجاد سه زاویه به وجود می‌آید. زاویه‌های تند مثلث بر شخصیت تهاجمی، برنده و صریح آن تاکید دارند. سایر شکل‌های سه گوش با زاویه‌های مختلف و تیز  نیز جزو خانواده مثلث به شمار می‌آیند. مثلث در عین حال نمادی از تفکر و روشنایی است و به سرعت دگرگون می‌شود. رنگی که از نظر نمادشناسی با خصوصیات مثلث متناسب است و شخصیت آن را به کمال نشان می‌دهد، رنگ زرد است.

دایره نمایشگر حرکتی نامتناهی و جاودانه است و احساسی از آرامش ایجاد می‌کند، این شکل نشانه‌ای است از گنبد مینایی آسمان و نمادی است از روان و جنبه‌های روحانی که عمق تفکر و پایداری را نشان می‌دهد. همه‌ی شکل‌های دیگری که حرکتی دوار و منحنی رانشان می‌دهند، جزو خانواده دایره محسوب می‌شوند. از میان رنگ‌ها، آبی روشن با ویژگی‌های معنوی دایره متناسب است.

شکل‌های متناسب با رنگ‌های درجه دوم نیز عبارتند از:

ترکیبی از مربع(قرمز) و مثلث(زرد) که شکل ذوزنقه را برای نارنجی به وجود می‌آورد. ترکیبی از دایره(آبی) و مثلث(زرد) که شکل سه گوشی با اضلاع منحنی را برای سبز ایجاد می‌کند و ترکیبی از دایره(آبی) و مربع(قرمز) که شکلی مشابه بیضی را برای رنگ بنفش به وجود می‌آورد.

در واقع میان سه رنگ اصلی و سه شکل پایه ارتباط مناسبی از نظر نمادشناسی وجود دارد. اما این موضوع به معنای آن نیست که در یک اثر هنری همه‌ی شکل‌های چهار گوش بایستی قرمز رنگ، همه‌ی مثلث‌ها زرد رنگ و یا همه‌ی دایره‌ها آبی رنگ باشند. چنین استنباطی از ارتباط شکل و رنگ برداشت کاملا نادرستی است. ولی مطلع بودن از این ارتباط می‌تواند گاهی به هنرمند کمک کند که قدرت تاثیرگذاری شکل‌ها و رنگ‌ها را بیشتر یا کمتر کند. مثلا قدرت تاثیرگذاری یک شکل سه گوش آبی رنگ بسیار کمتر از همان شکل به رنگ زرد است. همچنان که یک شکل مدور آبی رنگ، آرامش بیشتری ایجاد می‌کند نسبت به همان شکل به رنگ زرد و اگر همان شکل با قرمز رنگ آمیزی شود بسیار پرانرژی‌تر به‌نظر می‌رسد.

وقتی قدرت بیان یک رنگ با شکل متناسب خود هماهنگ شود، تاثیر قوی‌تری را از نظر بصری ایجاد خواهد کرد و بالعکس.

تاثیرات  بصری و روانی رنگ‌ها

رنگ‌ها می‌توانند نمادها و نشانه‌هایی متناسب با زندگی، نوع تفکر و اعتقادات جوامع و آدم‌ها باشند. گاهی یک علامت با یک رنگ خاص به صورت قراردادی در جامعه ماندگار می‌شود و معنی ویژه‌ای پیدا می‌کند. در مواردی که رنگ به عنوان نشانه و علامت به کار می‌رود درک کامل بستگی به اطلاعاتی دارد که در اختیار مخخاطب قرار می‌گیرد. بنابراین کسانی آن را می‌فهمند که از قبل اطلاعاتی راجع به آن کسب کرده ‌باشند.

زرد: زرد در حالت خلوص روشن‌ترین و درخشان‌ترین رنگ‌هاست که در طبیعت نیز انواع آن دیده می‌شود. زرد از نظر روشنایی به سفید نزدیک است و در اختلاط با سفید از خود مقاومت نشان می‌دهد. در حالی که در ترکیب با سیاه و یا هر رنگ تیره دیگری به سرعت تغییر ماهیت داده و به تیرگی می‌گراید. به همین نسبت هم مفهوم خود را از دست میدهد و حقیر می‌شود. زرد درخشان نمادی لز دانش، فهم انسانی، روشنایی معنوی و نور الهی است. اما به محض تیره شدن، ناپایداری، تردید ، شک و بی‌اعتمادی را نشان میدهد و وقتی با سفید رقیق و کم‌رنگ شود، سرد و بی‌حالت شده و به خاموشی می‌گراید. رنگ زرد وقتی در مجاورت رنگ‌های دیگر قرار می‌گیرد، حالات مختلفی را به وجود می‌آورد. در کنار نارنجی روشن‌تر به نظر می‌رسد و به شدت می‌درخشد و در کنار قرمز که قرار می‌گیرد به جلال و شکوهش اضافه می‌شود. درخشش زرد روی رنگ آبی ب هاوج می‌رسد و بر شدت خلوص و عمقرنگ آبی می‌افزاید و بر جنبه روحانی آن تاکید می‌کند. رنگ زرد در کنار بنفش نهایت خلوص و درخشش خود را ظاهر می‌سازد و به حالتی نیرومند با انرژی شدید و رام‌نشدنی جلوه می‌کند.

قرمز: قرمز نهایت برافروختگی و انرژی درونی را ظاهر می‌سازد. نمادی است که هیجان، قدرت و شورش انقلابی را نشان می‌دهد. قرمز رنگی است جذاب که نشاط جوانی و سرزندگی را جلوه‌گر می‌سازد و در عین حال نشانه‌ای از عشق آتشین و تمایلی مفرط به زندگی است. گرمی و حرارت قرمز وقتی با نارنجی مخلوط می‌شود به اوج می‌رسد و به نمادی از شور و شعله‌ی سوزان و برافروخته تبدیل می‌شود و وقتی به ارغوانی می‌گراید به نمادی از جنگجویی، مقاومت و شور انقلابی است. در این معنا پایداری و حقیقت‌جویی را نشان می‌دهد و جلوه‌گر شهادت‌جویی می‌شود. قرمز در اختلاط با نارنجی و آبی از ظرفیت انعطاف پذیری بسیاری برخوردار می‌گردد و خود را بسیار مقاوم نشان می‌دهد. این رنگ وقتی با سفید مخلوط می‌شود همچون شعله‌ای فرو‌ می‌میرد و به سردی می‌گراید. در حالی که روی سیاه به لهیبی سوزنده و سرکش تبدیل می‌شود.

آبی: در مقابل شور و التهابی که از قرمز فوران می‌کند، آبی آرام و شکیبا جلوه می‌کند. رنگ آبی درون‌گرا و سرد است اما از نظر معنوی بسیار عمیق و احترام برانگیز است. از نیروی آسمانی و بیکرانه‌ای برخوردار است که می‌تواند مخاطبین خود را با تاملی درونی فرا بخواند. آسمان روز جلوه سرزنده، فعال و باطراوت آبی را به نمایش می‌گذارد و آسمان شب عظمت و شکوه آبی تیره، بسیار عمیق و رازآمیز را معنی می‌کند. وقتی آبی با سفید مخلوط ‌شود سردی آن دوچندان می‌شود و زمستان را به خاطر می‌آورد و روی زمینه سیاه، آبی خلوص و درخشش خود را به نمایش می‌گذارد.

سبز: سبز رنگ امید و زندگی دوباره است. این رنگ دانش و ایمان معنوی را نشان می‌دهد. سبز نشانه‌ای از رستاخیز وصعود روحانی است. سبز در میان زرد گرم و آبی سرد رنگی میانه است. وقتی با آبی مخلوط شود به نهایت سرد و در تلفیق با زرد فعال و گرم می‌شود.

نارنجی: نارنجی رنگ بلوغ، جوانی و شادابی است. رنگی سرخوش، وجدآور و پرنشاط است که تحمل آن به سادگی میسر نیست. اما در کنار سایر رنگ‌ها به سرزندگی آن‌ها می‌افزاید و انرژی بصری بسیاری می‌پراکند. وقتی نارنجی با سفید مخلوط شود به شدت از انرژی آن کاسته می‌گردد و در اختلاط با سیاه خاموش اما عمیق می‌شود. حرارت نارنجی در کنار آبی به اوج می‌رسد و به کنتراست سرد و گرم با کیفیتی انکارناپذیر دامن می‌زند، نارنجی در اختلاط با آبی خاکستری‌های زیبا و گرمی به ‌وجود می‌آورد.

بنفش: بنفش رنگی مرموز و ابهام برانگیز است که با تیرگی مبهم خود در مقابل صراحت و روشنایی زرد قرار می‌گیرد. بر اساس آن که رنگ بنفش به قرمز یا آبی متمایل باشد، معانی و حالت‌های متفاوتی به خود می‌گیرد. وقتی به ارغوانی میل کند هراس‌انگیز و وقتی به آبی میل کند خیال‌انگیز و اسرارآمیز می‌شود. بنفش در ترکیب با سفید، قرمز و آبی از انعطاف‌پذیری بسیاری برخوردار است. اما وقتی با سفید روشن شود زیبا و وجدآور به نظر می‌رسد. رنک بنفش مخلوطی از قرمز(مادی و زمینی) با آبی(معنوی و آسمانی) است و در حالت‌های مختلف خود زمیی و آسمانی، شورانگیز و تفکربرانگیز جلوه می‌کند.

فهرست