فضای تجسمی
مفهوم فضا در هنر تجسمی با توجه به فاصلهها و ابعاد، اجزا و عناصر بصری یک اثر معنا پیدا میکند. در آثار هنر تجسمی، فضا دربر گیرندهی شکلها و روابط میان عناصریست که آن آثار را بهوجود آوردهاند. در واقع با وجود عناصر بصری و روابط میان آنهاست که میتوان از فضا، شکل فضا، فضای مثبت، فضای منفی، فضای پر و فضای خالی سخن گفت. بنابراین، وقتی از فضای یک اثر سخن به میان میآید، تاثیرات کلی اثر در همهی ابعاد مادی و محتوایی آن مورد نظر میباشد.
مفهوم فضا
فضا اصلیترین عنصر معماری و مهمترین عامل در طراحی معاری است. ما در میان فضاهای بسته یا باز حرکت و فعالیت میکنیم. با یکدیگر و اشیای پیرامون خود رابطه برقرار میکنیم و زیباییهای زندگی، لطافت نسیم، گرمای خورشید، جوانه زدن درخت و لطافت بازی کودک را در آن تجربه میکنیم. به همین دلیل، فضای معماری، هم به لحاظ احساسی و هم از جنبهی زیبایی با کیفیات فوق عجین میشود. فضا ذاتا شکل خاصی ندارد و با وجود عناصر مادی و رابطهی متقابل آنها با ما و با یکدیگر، تعریف میشود و معنی پیدا میکند.
عناصر هندسی مانند نقطه، خط، صفحه و حجم میتوانند با هم ترکیب شوند و فضا را محدود و مشخص کنند. در مقیاس معماری، این عناصر اساسی، در قالب عناصر خطی مانند تیرها و ستونها و عناصر صفحهای شکل مانند کفها، دیوارها، بامها و احجام معماری درشکلگیری فضای معماری با هم ترکیب میشوند.
از طریق سازماندهی، عناصر تشکیل دهندهی فضا، با هم ترکیب میشوند و فرم ساختمان را مشخص میکنند. فضای داخلی و خارجی را متمایز کرده و فضاهای داخلی را شکل میدهند. در شکلگیری فضای معماری، کیفیت فضاهای بیرونی و نمود خارجی ساختمان و هماهنگی آن با شرایط زمین، طبیعت منطقه، همانند فضاهای داخل اهمیت پیدا میکند و باید مورد توجه قرار بگیرد.

فضای معماری
ورود به فضای معماری احساس از محفوظ بودن، سرپناه داشتن و بسته بودن را ایجاد میکند. دیوارها، کف و سقف، محدودهی فضای داخلی را مشخص کرده، آن را از فضاهای داخلی مجاور و فضای خارج نیز متمایز میکنند.
فرم، شکل و کیفیت عناصر تعریف کنندهی فضا، الگوی پنجرهها و درها و نحوهی ترکیب آنها با یکدیگر و فضای خارج، کیفیت فضای معماری را مشخص سازد.
زمانی که ما از کلماتی مانند اتاق نشیمن، بالکن، انبار و حیاط صحبت میکنیم فقط منظورمان عملکرد، بزرگی یا کوچکی فضاها نیست. بلکه، توجه به تفاوت مقیاس تناسب، کیفیت نور، ماهیت سطوح محصور کنندهی فضا، نحوهی ارتباط با فضاهای مجاور و طبیعت و… مورد نظر ما است.
عناصر تشکیل دهنده فضای معماری
فضای معماری، با عنصر معماری محدود و تعریف میشود و با ترکیب مناسب دیوارها، ستونها، کفها و سقف به هویت و کیفیت مورد نظر دست مییابد و شرایط لازم را برای ایجاد محیطی مانوس، مفید و قابل استفاده، زیبا و خوشایند، امن و مستحکم برای انجام همهی فعالیتها و شرایط مختلف زندگی، فراهم میآورد.

کفها
کفها، سطوحی افقی هستند که حد تحتانی فضا را مشخص کرده، محیط را برای حرکت و فعالیت انسانی و قرار دادن مبلمان و لوازم زندگی در فضای باز و بسته، فراهم میآورد. ساختار و سازهی این سطوح، باید از استحکام کافی برای تحمل و انتقال بارهای وارده برخوردار باشد همچنین، رویهی این سطوح باید به منظور استفادهی مستمر، بادوام، زیبا و قابل نظافت باشد. در مقال سایش و رطوبت مقاوم بوده، عملکرد مناسبی از نظر انعکاس و انتقال صدا، گرما و سرما داشته باشد، کف فضاهای خارجی باید در مقابل آفتاب، بارندگی و یخ زدگی از دوام کافی برخوردار باشد. در استفاده از سطوح صیقلی و صاف، به انعکاس شدید نور و صدا و امکان سر خوردن در موقع حرکت، باید توجه شود. کفسازی فضاها به دو صورت نرم(مانند چمن، فرش و موکت) و یا سخت(مانند سنگ، آجر و سرامیک) انجام میشود. تغییر الگوی کفسازی فضاها میتوان با رعایت جنبههای کارکردی و زیباییشناسانه، به تنوع و تفکیک فضاها تاکید نماید. بافت و رنگ کفها بر کیفیت و حالت فضا تاثیر میگذارد. مقیاس الگوی کفسازی باید با توجه به مقیاس فضا در نظر گرفته شود… اختلاف سطح تغییر مصالح یا رنگ در کفسازی فضاها میتواند به تقسیم و تفکیک فضا منجر گردد. در این شیوهی تفکیک فضا، تداوم و ارتباط بصری بین حوزههای فضایی را میتوان حفظ نمود و در عین حال، بر هویت و ویژگی هر فضا تاکید کرد.
ستون و دیوارها
ستون و دیوارها از اصلیترین عناصر معماری هر ساختمان هستند. هیچ فرم یا حجمی از فضا را نمیتوان بدون تعریف کنجها و لبههایش ایجاد نمود. ستونها میتوانند ضمن تعریف فضا، امکان تداوم فضایی و بصری با محیط اطراف را ایجاد نمایند. کیفیت فضای ایجاد شده، کاملا به نوع عناصر محصور کننده و ترکیب آنها بستگی دارد. جهت فضا، درجهی باز یا بسته بودن فضا، نوع رابطه با فضاهای مجاور، همه و همه، به نحوهی استفاده ما از دیوارها و ستونها بستگی پیدا میکند. ستون و دیوارهاف علاوه بر محدود کردن و تقسیم فضاها، اصلیترین عناصری هستند که در مقابل دید ما قرار میگیرند و بر احساس و ادراک ما از فضا تاثیر تعیین کنندهای دارند. آنها بار سقف را تحمل و منتقل میکنند، از این رو، با ساختار و سازهی ساختمان، دهانه ستونها و پوشش سقفها هماهنگ میشوند تا فضاهای لازم را با ابعاد و تناسبات لازم ایجاد نمایند. با توجه به محدودیتهای دیوار باربر در ایجاد فضا، از تیر و ستون استفاده میشود. در این حالت، از دیوارهای جداکننده با آزادی عمل بیشتری برای تامین نیازهای پروژه استفاده میشود. بازشوها و دیوارها، تداوم بصری و حرکت در بین فضاها را ممکن ساخته، امکان انتقال حرارت، نور و صدا را فراهم میآورند. با وسعت یافتن بازشوها، حس بسته بودن فضا کاهش و عمق دید و وسعت بصری فضا افزایش مییابد و فضاها با هم ترکیب میشوند. دیوارهای جداکننده میتوانند در شکلهای متنوع و با ارتفاع دلخواه، متناسب با نیازهای فضا، در نظر گرفته شوند. دیوارهای داخلی ساختمان معمولا ضخامت کمتری دارند و باربر نیستند. این دیوارها ضمن تقسیم فضاها، حریم فضاها را از نظر نفوذ دید مزاحم، انتقال صدا، نور وحرارت حفظ میکنند. دیوارهای خارجی که فضای داخلی را از محیط بیرون جدا میکنند، در معرض عوامل محیطی مانند بارندگی، سرما و گرما، تابش آفتاب، باد و طوفان قرار دارند و در عین حال که نمای خارجی ساختمان را شکل میدهند امنیت ساختمان را نیز تامین میکنند. با توجه به عملکرد فضایی و محیطی دیوار و تاثیرات بصری آن، از انواع دیوارها در طراحی بخشهای مختلف استاده میشود. در تقسیم فضا و طراحی معماری داخل ساختمان، گاه به جای دیوار از کمدها، قفسهها و مبلمان استفاده میشود. این عناصر، ضمن تفکیک فضاها، تسهیلات لازم را در اختیار استفاده کننده قرار میدهند. دیوارها علاوه بر نقش جداکنندگی فضاها، با عناصر فضایی دیگر از قبیل سیستمهای نورپردازی، قفسهها و کمدها و سکوها، ترکیب شده، همزمان عملکردهای مختلفیپیدا میکنند.
سقف و عناصر بالای سر
سقف و عناصر بالای سر، نه تنها به عنوان پوشش ساختمان، فضاهای داخلی را از برف و باران و تابش خورشید محافظت میکنند، بلکه بر فرم بیرونی ساختمان و کیفیت فضاهای داخلی، نیز تاثیر میگذارند. با این که سقف، خارج از دسترس انسان است و بر عکسِ کف، عملکرد و فعالیت خاصی در آن اتفاق نمیافتد با این حال، تاثیر بصری و احساسی بسیار زیادی بر انسان و شکلدهی فضا و تعیین ارتفاع و تناسب آن دارد. سقف و بام، از تکنیکیترین قسمتهای ساختماناند. به همین دلیل، تناسبات و هندسهی بام تابع نوع سیستم سازهای است که بار بام را تحمل و منتقل مینماید. کیفیت پوشش ساختمان معمولا از شرایط محیطی و جغرافیایی و نیز مصالح و امکانات تکنیکی و قابل دسترس تاثیر میپذیرد و بیشترین نقش را در تعیین هویت ویژهی بناهای هر منطقه دارد. عناصر سازهای سقف میتوانند در فضا نمایان باشند و یا به وسیلهی سقف کاذب، پوشانده شوند. سقف میتواند به صورت نیم طبقه فضای جدیدی ایجاد کند و امکان ترکیب فضاها را در ارتفاع تامین نماید. شکل سقف و ارتفاع آن، تاثیر اساسی بر کیفیت فضا دارد. ارتفاع سقف تابع عملکرد و مقیاس فضاست سقف بلند و متناسب، حالتی دلباز، آزاد و رسمی به فضا میدهد. شکستگی و تغییر ارتفاع سقف کاذب که در زیر سقف اصلی اجرا میشود هم میتوان تناسبات و کیفیت فضا را بهتر کرد و هم میتوان، فضای لازم برای حرکت کانالها و سیستمهای تاسیساتی را فراهم آورد.
پنجره
پنجره، نشانهی زندگی و رابط فضاهای داخل و طبیعت زیبای خارج است. مناظر زیبای بیرونی جز جداناشدنی از فضای داخل هستند. آنها نه تنها مناظر داخلی را تامین میکنند. بلکه اطلاعات زیادی در مورد موقعیت جهت، تغییر ساعات شبانه روز و تغییرات طبیعت را منتقل کرده و نور مورد نیاز فضا را تامین میکنند و در تعیین اندازه، شکل و محل یک پنجره، باید اول فکر کنیم که به واسطهی پنجره، چه چیزی دیده میشود و چگونه میشود این منظره را قاب کرد؟ با حرکت در فضا، منظر چه تغییری میکند و چگونه میشود پنجره را از دیدهای مزاحم محافظت نمود؟ پنجره با توجه به نیازهای فضای داخلی، شرایط اقلیمی و تناسبات نماهای خارجی ساختمان طراحی میشود. معماری سنتی کشور ما، دارای شاهکارهایی از ایجاد منظره به فضاهای محفوظ و زیبای حیاط است. تامین روشنایی طبیعی مورد نیاز فضاها وظیفهی دیگر پنجره است. وجود پنجرهی کوچک فقط در یک دیوار فضا، ضمن بستن فضا، تضاد نوری شدیدی را در نقاط مختلف اتاق ایجاد کرده، باعث خیره شدن چشم میگردد. پیش بینی پنجرههای متنوع در جاهای مختلفِ فضا، توزیع نور را متوازن میکند. پنجره وسیله مهمی برای تنظیم شرایط محیطی ساختمان، جذب انرژی، تامین نور، تبادل حرارت و تهویهی طبیعی است. به همین دلیل، نحوهی پنجرهگذاری در هر منطقه از کشورمان، از نظر جهت استقرار پنجرهها، ابعاد پنجره، تناسب پنجره و ارتفاع دست انداز متفاوت است.
درگاهی و در
در، رابط دو فضا با کارکرد یا ویژگیِ متفاوت است. از طرفی، امکان ارتباط و تردد میان دو فضا را فراهم میآورد و از سوی دیگر، امکان کنترل برای ورود به فضا را ایجاد میکند. درهای اصلی، سمبل ساختمان و محل ورود به آن هستند. درهای خارجی مانند پنجرهها، دیوارهای خارجی وسقف، سدی هستند در مقابل عوامل نامطلوب بیرونی، از این رو باید دارای ویژگیهای اساسی زیر باشند:
1- مقاومت و دوام در مقابل شرایط محیطی
2- پایداری شکل
3- حفظ حریم خصوصی و تامین امنیت
4- عایق بندی صوتی و حرارتی
5- ضد حریق و آتشپاد بودن
علاوه بر درهای فوق، درهای داخلی ساختمان، درهای سرویس و در پارکینگ، از انواع دیگر در هستند. اندازهی یک در معمولی یک لنگه 90*205 سانتیمتر میباشد. این اندازه، بسته به عملکرد در و مقتضیات فضا، تغییر میکند. در، امکان ورود به فضا، دسترسی به حوزههای عملکردی و لوازم داخل فضا را فراهم میآورد. در طراحی محل درها باید نهایت دقت دربارهی رابطهی درها با فضاهای عبوری و حوزههای فعالیتی، به عمل آید. دو در روبهرو در کنار فضا، ایجاد یک فضای عبوری در کنار فضای عملکردی میکند. استقرار دو در ورودی متقابل در وسط فضا، آن را به دو فضای عملکردی تقسیم میکند. استقرار نامناسب درهای ورودی فضا را خرد کرده، امکان استفاده از آن را کاهش میدهد.